بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘داستان و خاطره’

Interstellar میان ستاره ای یا میان دلها

۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۴ دیدگاه

جدیدا چندین بار فیلم Interstellar با ترجمه میان ستاره ای را دیدم. چندین بار ویدئو شو دیدم و نهایتا در پرده عریض و نقره ای سینما. باید بگم این فیلم از جمله فیلم هائی است که هیچوقت از خاطرم پاک نخواهد شد. از آنهائی که به بهانه های مختلف باید دید. مثلا مگر می شود از کنار فیلم ادیسه فضایی ۲۰۰۱ استنلی کوبریک به این راحتی گذشت.

فیلم سرشار از مفاهیم فیزیک نظری است. اگر شما با قوانین نسبیت اینشتین، نسبی بودن زمان، قضیه تفاوت سنی برادران دوقلو در سرعت های متفاوت و همچنین با دنیای عجیب و غریب مکانیک کوانتوم آشنا باشید و دوست داشته باشید که تخیلتان را رها سازید و آنرا به تصویر بکشید می توانید این فیلم را ببینید.

اگر می خواهید ببینید وقتی وارد کرمچاله می شوید و مثلا با خودتان دست می دید چه وضعی دارید.

یا مثلا فرض کنید که ۴۰ سالتونه و یک دختر خوشگل ۱۰ ساله دارید و مجبورید که  یک مسافرت چند ساعته به یک سیاره نزدیک سیاهچاله بکنید و برگردید و یکهو ۸۰ سال زمینی طی شده باشد و دخترتون که ۹۰ سالشه و کلی نوه و نتیجه دور و برش را گرفتند ببینیدش چه حالی بهتون دست می ده؟ در حالی که شما هنوز ۴۰ سالتون هست.

خوب اگه می خواهید که این تخیل ها را ببینید و در کنارش از موسیقی بسیار عالی، جذاب و بیاد ماندنی و همچنین با عظمت هانس زیمر لذت ببرید و هر موقع دوباره موسیقی آنرا گوش می دهید بی تابتان بکند حتما این فیلم را ببینید.

البته فیلم در برش های مختلف تاکید های عاطفی عجیبی روی رابطه پدر و دخترش داره. گویا نولان این موارد عاطفی را که مربوط به خودش بوده دوست داشته در این فیلم قرار بده و فیلم را از زاویه ای دیگر تبدیل کنه به روابط دلها.

 

Interstellar - در میان ستارگان فیلمی از نولان

Interstellar – در میان ستارگان فیلمی از نولان

کارگردان: کریستوفر نولان

بازیگر: متیو مک کانهی

موسیقی: هانس زیمر

مشاور علمی: فیزیکدان نظری کیپ تورن ( ایشون شرط همکاریش با نولان این بوده که قوانین فیزیک نظری حتما رعایت بشه)

و نهایتا در عظمت این فیلم همین بس که یک کتاب ۴۰۰ صفحه ای در مورد آن نوشته شده است.

فیزیک ناممکن ها

چندی پیش دنبال کتاب جهان های موازی اثر میچیو کاکو (دانشمند فیزیک نظری) می گشتم که تو اینترنت کتاب فیزیک ناممکن های ایشون با ترجمه بسیار عالی را پیدا کردم.

واقعیتش سالها پیش که کتاب “علم به کجا می رود ماکس پلانگ” را خوندم ( اونموقع حدود ۲۰ سالم بود) شیفته این نوع فیزیک شده بودم و در هر فرصتی که از این نوع مطالب دستم می رسید با اشتیاق فراوان می خوندم. این کتاب هم بسیار به مباحث مطرح شده در کتاب علم به کجا می رود نزدیک هست. راستش حیفم اومد که اون را اینجا معرفی نکنم و هر چند اندک ولی روزنه بسیار کوچکی برای سایر علاقه مندان در این زمینه ایجاد کرده باشم.

فیزیک ناممکن ها

مطالبی از این کتاب گرانبها:

در ۱۹۰۰ ماکس پلانک در آلمان پیشنهاد کرد که انرژی بر خلاف تصور نیوتون پیوسته نیست بلکه در بسته هاییی کوچک و گسسته به نام “کوانتوم”قرار دارد. سپس در ۱۹۰۵ اینشتین فرض کرد که نور هم از این بسته های گسسته ی ریز (یا کوانتوم) ساخته شده است که بعدا آن ها را “فوتون” نامید. اینشتین با این ایده قدرتمند ولی ساده توانست اثر فوتوالکتریک را توضیح دهد، این که چرا وقتی نور به فلزات تابانده می شود آن ها از خود الکترون گسیل می کنند. امروزه اثر فوتو الکتریک و فوتون اساس تلویزیون، لیزرها، پیل های خورشیدی، و بسیاری از ابزارهای الکترونیکی جدید را می سازند. (نظریه فوتون اینشتین آن چنان انقلابی بود که حتا ماکس پلانک که معمولا پشتیبان عمده ی اینشتین بود نتوانست نخست آن را باور کند. پلانک در مورد اینشتین گفت ” اینکه او گاهی نتوانسته به هدف بزند… مثلا در مورد فرضیه ی کوانتونم های نور، نباید منجر به کنار گذاشتن وی شود.”)

سپس در ۱۹۱۳ فیزیکدان دانمارکی نیلس بور تصویری کاملا تازه از اتم را در اختیار ما گذارد که مانند یک منظومه ی خورشیدی مینیاتوری بود. اما بر خلاف منظومه ی خورشیدی در فضا، الکترون ها تنها می توانستند در مدارهای یا لایه هایی گسسته در اطرافل هسته حرکت کنند. وقتی الکترون از یک لایه به لایه ای کوچکتر با انرژی کم تر “می پرید” یک فوتون انرژی گسیل می کرد، و با جدب فوتونی دارای انرژی گسسته، به لایه ای بالاتر با انرژی بیشتر “می پرید”.

….

به بهانه روز جهانی نجوم

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

19 اردیبهشت 1393 روز جهانی نجوم و 25 سالگی رصدخانه زعفرانیه

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ روز جهانی نجوم و ۲۵ سالگی رصدخانه زعفرانیه

جمعه برابر با ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، برای من، مصادف با سه رویداد جالب بود.

  • روز جهانی نجوم
  • ۲۵ سالگی تاسیس رصدخانه زعفرانیه تهران
  • تولد خودم

اگر از منظر نجومی به این سه رویداد بخواهم نگاه کنم نوعی ارتباط و پیوستگی بین آن سه می یابم. یادم می آید بیش از ۱۰ سال پیش با آقای دکتر نوروزی بابت تهیه و تدارک وب سایتی برای نجوم با حضور سایر دوستان نشستی داشتیم. ایشان می خواستند که به زبان فارسی مرجعی اینترنتی برای اخبار، مقالات و رویدادهای نجومی تهیه گردد. خوشبختانه این کار با همت جمعی انجام، و سالیانی نیز ادامه داشت.

آن موقع اینجانب مسولیتی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان داشتم و رصد خانه زعفرانیه نجوم تهران نیز زیر نظر کانون پرورش اداره می شد. آشنایی مذکور مرا به این فکر انداخت که ارتباط خودم را با این رصدخانه بیشتر کنم. اما این ارتباط نه ارتباط مستقیم خودم بلکه ارتباط فرزندانم باشد.

از آنجائیکه از بدو تولدم به نجوم علاقه داشتم ( خوب راستش از بدو تولد که چیزی یادم نمی آید ولی از کودکی علاقه به نجوم داشتم ) لذا آشنایی مذکور بهترین فرصت بود تا دو دلبند عزیزم، دختران گلم را در رصدخانه زعفرانیه ثبت نام کنند. به این ترتیب به دو هدف می رسیدم. تحصیل آنها در نجوم که رشته مورد علاقه خودم بود و تربیت آنها. و البته چه چیز بهتر از علم نجوم که افق دید انسان را وسعت می بخشد.

آشنایی و علاقه مندی آنها به نجوم ادامه پیدا کرد و کوله باری از تجربه برای عزیزانم در پی داشت.

خوشبختانه، اکنون که به گذشته و حال نگاه می کنم بسیار خوشحالم. خوشحالم از اینکه آنها را در مسر زیبای علمی قرار داده ام، دختر گلم مریم عزیز بعنوان مدرس رصد خانه زعفرانیه سهمی در تربیت کودکان بعهده گرفته و بنوعی فعال عرصه نجوم گردیده است. سپیده عزیزم در کنار و بهمراه خواهرش در مناسبت های نجومی ایفاگر مسولیت هائی در رصد خانه زعفرانیه می شوند.

خوشحالم که آنها دوستان خوب نجومی پیدا کرده اند. خوشحالم که با زبان مشترک بخشی از گفتگوهای خانوادگی ام با عزیزانم به مسائل نجومی اختصاص می یابد.

و در خاتمه باید از جناب دکتر نوروزی عزیز بعنوان استاد فرزندانم و معلم اخلاق همه متعلمین خود تشکر و قدردانی ویژه بعمل بیاورم.

روز جهانی نجوم، ۲۵ سالگی رصدخانه و تولدم خودم مبارک!!!

 

جلیل فعال خواه

اردیبهشت ۱۳۹۳

 

قصه دیروز و امروز تکنولوژی کامپیوتر

۲۸ مرداد ۱۳۹۲ ۳ دیدگاه

قصه دیروز و امروز تکنولوژی کامپیوتر

چند روزیه که یک نسخه Installer linux روی تبلت گالکسی سامسونگم نصب کردم و از طریق آن ورژن غیر گرافیکی Ubuntu ( ابونتو ۹٫۰۴) ( یکی از توزیع های سیستم عامل لینکس)  را روی آن نصب کردم

مشخصات گالکسی تب من اینه: رم ۳۲ گیگ CPU 1.0 گیگا هرتز٫

بعد از نصب برنامه داشتم از طریق برنامه ترمینال با لینکس کار می کردم و برنامه Uptitude را اجرا کرده بودم. این برنامه بصورت غیر گرافیکی است و مشابه برنامه های Dos قدیمی می باشد. این برتامه بعد از اتصال به اینترنت تشخیص می ده که چه برنامه هائی روی اوبونتو نصب شده و نیاز به آپدیت داره و چه برنامه هائی وجود داره و نصب نشده.

می شه اونها را انتخاب کرد و شروع به نصب کرد. با عملیات شروع نصب، لینکس به اینترنت وصل می شه و شروع می کنه دانلود برنامه و سپس نصب آن. تصویر آن را در زیر ملاحظه می کنید.

گالکسی تب، اوبونتو، لینکس، لینوکس، کمودور 64

تصویر گالکسی تب

همینطور که داشتم با این برنامه کار می کردم و لیستها را بالا و پائین می کردم، حال و هوای کار با کامپیوتر خانگی کمودور ۶۴ تو ذهنم تداعی شد. رفتم به چندین سال پیش. زمانی که هنوز کامپیوترهای PC تازه متولد شده بودند و تصور اینکه کسی از آنها در منزل داشته باشد بعید بود. مثلا اونموقع که حد وسط دریافت دستمزد و حقوق ماهی ۴۰۰۰ تومن بود یکدستگاه PC با مشخصات ۱ مگا ( نه گیگ) رم و CPU اینتل ۲۸۶ درحدود ۳۰۰ الی ۴۰۰ هزارتومان بود.

بنابر این تنها می شد امثال کامپیوتر خانگی اسپکتروم ، کمودرو ۶۴ یا نهایتا آمیگا در خانه داشت.

یادم می آد می رفتیم از مراکز توزیع و فروش نرم افزار این کامپیوترها برنامه می خریدیم و برنامه ها را می ریختند روی تیپ یا مثلا فلاپی دیسک ۵ اینچی و با ذوق و شوق می آوردیم اونها را روی کامپیوتر می دیدیم. مثلا یک برنامه کمکی اجرا می کردیم و لیست یا dir برنامه های روی فلاپی دیسک را می گرفتیم . چیزی مشابه تصویر فوق. بعد هر کدوم که خوشمون می اومد نصب می کردیم. حین نصب چراغ قلاپی درایو روشن می شد و می گشت دنبال برنامه بعد نصبش می کرد. برنامه چیزی در حدود مثلا چند ده کیلو بایت بود.

پس کافیه که شما تجربه اون دوران را داشته باشی و الان که با این برنامه ها کار می کنی دقیقا حس همان زمان را داشته باشی

اما و صد اما که تفاوت اینها از کجاست تا کجا؟ کافیه که شما یکبار دیگر به مشخصات و امکانات الان و اون دوران نظری بیندازید. البته فکر نکنید که زمان زیادی گذشته است. نه! در مقیاس تاریخی، گذر زمان مثلا ۲۴ یا ۲۵ سال واقعا چیزی نیست و علم و تکنولوژی به طرز حیرت آوری در مقایسه با ایام بسیار قدیم رشد کرده است. مثلا اگر هزاران سال طول کشیده تا آهن کشف بشه و با آن ابزارهای اولیه را بسازند، الان در کمتر از ۱۰-۲۰ سال ناگهان اینترنت اختراع و همگانی شده و عین ستاره منفجر و نور آن تمامی زمین را در بر گرفته است.

شاید شما هم چنین حس هائی را تجربه کرده باشید.

اما مقایسه دو ابزار فوق:

تبلت ۷ اینچی سامسونگ با مشخصات رم: ۳۲ گیگ، cpu 1.0  گیگ

کمودور ۶۴ ، با ۶۴ کیلو بایت !!!!!! حافظه یا همان رم، روشن که می کردی زبان برنامه نویسی بیسیک بالا می آمد و ۳۸ کیلو بایت حافظه آزاد داشت که با آن کار بکنی. تصورش بکن فقط ۳۸ کیلو بایت.

CPU 1 مگا هرتزی.

اما حس همان حسه. اینطور نیست؟

تهران امرداد ۱۳۹۲

جلیل فعال خواه

Categories: داستان و خاطره Tags:
IP Blocking Protection is enabled by IP Address Blocker from LionScripts.com.